سر از تلویزیون درآوردیم!

به زودی توی نمایشگاه INOTEX میبینیمتون و البته شاید زودتر تو تلویزیون...

سلام…
از صمیم قلبم امیدوارم حال و روزتون خوب و دلتون گرم باشه!
من علی رحمت پور هستم و اینجا پیش شمام تا قسمتی از خاطرات پرتقالی ها رو براتون تعریف کنم…

 

روز ها میگذره و هر روز شرایط اقتصادی تو ایران سخت تر میشه و کاریش هم نمیشه کرد. اینجاس که میشه قدرت جبر رو فهمید، وقتی من و تو هیچ جوره نمی تونیم در مقابلش کاری کنیم…
از طرفی شرایط فرهنگی، سیاسی و دینی هم اخیرا خیلی برای من تحملش سخت شده…
متاسفانه این مسائل قدرت عجیبی در گرفتن قدرت روزانه من دارن و البته مدت هاست ( چندین سال ) که در تلاشم جوری زندگی کنم که شرایط محیط بتونه کمترین قدرت نمایی رو در مقابلم داشته باشه، این که موفق بودم یا نبودم رو نمی دونم، چیزی که برام ارزشمنده اینکه دس روی دس نزاشتم و در مقابل چیزی که آزارم میده بی تفاوت نبودم و نیستم.
حالا همه این چیزا رو گفتم که به این برسم…
شکی توش نیس که تو یه همچین شرایط بق رنجی ( املای کلمه احتمالا غلطه ) جلو رفتن واقعا هنر می خاد، مرد بودن می خاد و جیگر…
جا زدن که سخ نیس، کافیه فقط بش فک کنی، بت قول میدم سه سوته شل کردی و یه برچسب بیخیالی به همه کار هایی که کردی میزنی و…
خلاصه اگه کاریو شرو کردی و داری جلو میری، دمت گرم، دستمریزاد، تحمل کن رفیق و به قول اونور آبیا KEEP GOING
خیالت تخت، ارزشش رو داره. اینو از یکی که اینو داستان رو تجربه کرده بپذیر…
اگه نمیپذیری، این عکسو نگا کن!!!

 

مصاحبه صدا سیما با علی رحمت پور به عنوان جوان موفق همدانی
ازم دعوت شد تا یه کم راجب به خودم حرف بزنم و اینو بگم که چطوری شد که اینطوری شد!

 

داستان با یه تماس شرو شد و اولش فک کردم سرکاریه، بعد که فهمیدم واقعیه، به خودم مشکوک شدم که آیا واقعا من لایق این صفت ” جوان موفق ” هستم یا نه؟؟؟
یکی دو سالی هست که واقعا دنبال هیچگونه لقب و صفت برای خودم نیستم و بیش تر از هر چیز دیگه به دنبال انسان بودن و پیدا کردن خود واقعیم هستم. به همین خاطر حتی الان که دارم این پست رو می نویسم یک مشت احساس عجیب غریب و تعریف نشده ای به سمتم هجوم آوردن!
اما اگر از من بپرسن واقعا چی شد که روی این صندلی نشستی و لقب جوان موفق بودن رو بهت چسبوندن، من می گم که 8 9 از زندگیم رو صادقانه و بی چشم داشتی در دنیای وب گذروندم…
اون زمان که طراحی وب میکردم، خوش حساب بودن و خوش قول بودن رو تمرین کردم، انصاف کاری داشتم و از جون و دل برای سایت هایی که می گرفتم وقت می زاشتم
اگر کسی ازم سوال می پرسید و پاسخش رو می دونستم، بدون هیچ گونه توقعی پاسخ می دادم
بعد که اسلایدر رولوشن رو زدم، تموم زورمو می زدم که هیچ کس از خرید از سایتم پشیمون نشه، بعد که نیما اومد توی کار، باز هم دلی و عشقی باش سایت رو به اشتراک گذاشتم و شد سایتمون
و الان هم سعی می کنم تا جایی که می تونم، از خورده دانشی که دارم استفاده کنم تا دنیا جای قشنگ تری بشه و رفقای بیشتری بتونن حس های قشنگ رو تجربه کنن
و قطعا خیلی چیزای دیگه ام اینجا بوده، که هم دوست ندارم اشاره کنم به دلیل اینکه شاید فکر کنید اغراق می کنم و البته دلیل مهم تر اینکه دیگه مغزم، جون نوشتن نداره…

راستش رفتن برای این مصاحبه تنها اتفاق افتاده توی این مدت برای پرتقالی ها و تیمش نبود، امیدوارم رمق و حوصلم بیاد و براتون در مورد نمایشگاه INOTEX هم بنویسم و بگم که به زودی داریم میریم اونجا…

ارادتمندیم رفقا

علی رحمت پور
علی رحمت پور
مدتیست که کل زندگی منو میشه خلاصه کرد توی پرتقالی ها، موسیقی، فلسفه و تفکر، فیلم و سینما، شاید مطالعه! و البته یادگیری... ( خیلی مشتاقم ببینم تهش چی از آب در میاد! )

18 Comments

  1. زوپ گیم گفت:

    سلام،پس چرا فیلمش رو نذاشتید؟؟؟
    من از کجا بفهمم که این خبر واقعیه یا نه؟؟؟

  2. وحدت ترابی گفت:

    سلام علی جان
    رفیق ندیدۀ من
    دارم روزی رو تو ذهنم می بینم که تو بهترین ها رو پیدا می کنی. همونطور که تو سایت بی تم و اسلایدر روولوشن هم بهت گفتم، تو اشتیاق رو به من دادی. اره رفیق منم مثل راهی که تو توش قدم گذاشتی دارم حرکت می کنم.
    بعضی وقت ها به خودم میگم داری وقتتو تلف می کنی. چرا مث همه، کارهایی رو که همه انجام میدن، نمی کنی؟

    اما امان از وقتی که میام تو دنیای تو.
    میشم بمب انرژی!
    جونت سلامت
    دلت شاد

    وحدت

    • تیم پرتقالی ها گفت:

      افتخاریه برام، اینکه میبینم با پرتقالی ها یا هر سایت دیگه ای تونستم قدمی هرچند کوچیک، اما در جهت پیشرفت عزیزانی مثل تو رو داشته باشم.
      ببین، دنیا خیلی عجیب غریب و غیر قابل پیش بینی و…
      اما به نظرم ارزش اینو داره یه زوری براش بزنیم و مسیر خودمونو پیش بگیریم، شاید هیچی ام تهش نداشته باشه، هیچی معلوم نیست!
      اما ارزش رو داره…

  3. علیرضا خدایی گفت:

    خیلی دوستت دارما ولی ازت دلخورم،جوابمو بده تو تلگرام کارم واجبه

    • تیم پرتقالی ها گفت:

      علیرضااااااااااا
      شرمندممممممممممممممم
      ببخشم…
      امروز حتما جواب میدم، ببخشید…
      یه کم گیرم، زندگی پیچیده و سخت شده برام

  4. همیشه پرتغالی گفت:

    keep going

  5. امیرحسین باستانی گفت:

    اینکه بهتون میگن موفق واسه اینه که من و خیلی ها مثل من دوست داشتن الان جای شما وایساده بودن.. کار خودشون رو توی زمینه مورد علاقشون داشته باشن. از اینکه فهمیدم همدانی هستین کلی حال کردم :)) از اینکه پیام دادم توی تلگرام و خودتون جواب دادین، کلی حال کردم. از دیدن سایت خوبتون کلا حال میکنم
    با اینکه هیچوقت یادم نمیاد از رنگ نارنجی خوشم اومده باشه، ولی بازم با تم سایتتون حال میکنم
    اصن بترکون ما پشتت هستیم

    • تیم پرتقالی ها گفت:

      اول ازت تشکر کنم یا جواب کامنتت رو بدم؟!
      من ترجیه می دم ازت تشکر کنم اول! چون خیلی چسبید بهم خوندن کامنتت، خیلی جون دار بود…
      اولا بگم که من اصلا فکر نمی کنم جایگاهی داشته باشم که دیگران دوست داشته باشن داشته باشنش، هنوز کلی راه برای رفتن جلوم میبینم و هنوز خیلی چیزا هست که باید با تحمل کردن و مقاومت کردن، از پسش بر اومد…
      دوم اینکه، امیر حسین جان بی صبرانه منتظرم یه روز بیای اینجا و برام کامنت بزاری، یا توی تلگرام یا هرجای دیگه بهم بگی که تو ام توی اون مسیری که دوسش داشتی هستی و سختیاشو با جون و دل داری تحمل می کنی!
      باور کن که اون روز انقددددددددددد حال می کنممممممممم، انقد حال می کنممممممممم که نگو!
      خلاصه کنم حرفمو، طولانی نشه
      تو ام بترکون، مام پشتتیم!

  6. shadi گفت:

    چقد هم عالی…
    من نمیدونم چرا اینکه یه سایت داشته باشم که همه چیشو خودم طراحی کرده باشم دیگه داره برام یه رویا میشه 😐
    واقعا چرا اینجوریه ؟؟ اینکه طراح وب بشی خیلی اراده ی قوی میخواد؟؟ من الان دوساله فقط دارم زمین میخورم . البته اینو هم بگم واقعا فرد با تجربه ایی کمکم نکرده . هر مسیری رو که رفتم آخرش برام مشخص نبوده. همه کلاهبردار شدن ( دور از جون شما) . بعد اینکه من جدیدا یه اموزشی رو شروع کردم حدود 120 ساعت ( بیشتر )اموزش طراحی وب هست. میگن صفر تا صده. تاحالا حدود 20 ساعتشو دیدم. ولی اینکه قراره با این حجم درسی صد ساعت دیگه رو چجوری ببینم خیلی نا امیدم میکنه . بنظرتون راه زود بازده تری هست؟؟( خیلی ممنون میشم جواب این سوالمو بدید).. من اموزشای سایت شمارو خیلی دوس دارم. ولی بنظرم بهم پیوسته نمیان.کاش فقط یه پروژه رو مرحله به مرحله پیش ببرید

    • تیم پرتقالی ها گفت:

      سلام شادی
      خوبی؟
      هر کاری بخای بکنی، نیاز داری تا صبور باشی، تحمل کنی و استقامت از خودت نشون بدی، این نظر شخصیه منه!
      در مورد اینکه آموزش می بینی و به نتیجه هم نمی رسی، بدون که تنها نیستی، خیلیا ی دیگه هم دقیقا همینجوری سر درگمن و نمی دونن به کی میشه اعتماد کرد و شعار و ادعای چه کسی راسته… ( اصن دلیل اینکه ما پرتقالی ها رو زدیم همین بود! – دیدیم سایت زیاده، همشونم ادعا می کنن که خفنن، اما آیا واقعا راس می گن!؟ )
      حالا توصیه من بهت اینکه اون آموزش 120 ساعته رو بیخیال شو…
      بیا و با من شرو کن فتوشاپو یاد بگیر: https://porteghaliha.com/tutorials/elementary-photoshop
      بعدش دوباره با من در ارتباط شو تا بهت بگم بعدش چی باید بکنی…
      برو ببینم چی می کنی!!!

  7. رضا گفت:

    سلام. میخاد (میخواد) هم غلطه 😀

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[wcm_nonmember] ورود [/wcm_nonmember]
[wcm_restrict] [wcm_nonmember plans="p1"] [/wcm_nonmember]
[woo_gravatar_image]
سلام [woo_user_name] عزیز 
[/wcm_restrict]