همکاری با یه شرکت اونور آب از اتفاقات شیرین این روزای پرتقالی ها...

سلام…
از صمیم قلبم امیدوارم حال و روزتون خوب و دلتون گرم باشه!
من علی رحمت پور هستم و اینجا پیش شمام تا قسمتی از خاطرات پرتقالی ها رو براتون تعریف کنم…

 

من اعتقاد دارم که هر چه قدر سالم کار کنی و اخلاق تو کارت باشه، یه روز، یه جا، به یه شکل عجیب غریب حاصل کار های خودت رو میبینی…
– راستش این قضیه رو نه دوست دارم ربطش بدم به خدا و نه کارما و نه هیچ فلسفه دیگه ای، این اعتقاد قلبیه خودمه!

چن وقتی هست که داریم خوب پیش می ریم تو پرتقالی ها، تنورمون داغه و تازه تازه گرم شدیم، این وسط اتفاق هایی هم می افته مثله پارک علم و فناوری، نماشگاه INOTEX، مصاحبه تلویزیونی، پیام های پر مهر بعضی عزیزان در مورد سایت و آموزش هاش و و و که چاشنی کارمونه و بهمون انگیزه میده که محکم تر و قدرتمند تر جلو بریم!
اما بعضی اوقات آدم دلش یه اتفاق ناغافل و یه دفه ای می خاد، از همونا که آدرنالین تو خونمون جاری کنه. برای اینکه راحت تر متوجه منظورم بشید، یه روزی رو توی ذهتون تصور کنید که همه چیز داره خوب پیش میره، ولی دلت لک زده باشه برای یه اتفاق یه دفه ای که یه ذره هیجان به کار یا زندگیت اضافه بشه…
این اتفاق برای پرتقالی ها افتاد و حال و هوامونو حسابی عوض کرد، یه حال مشتی بهمون داد و یه کم تنوع به کارمون بخشید.
اگه تو ذهنت این سوال ایجاد شده که اون کار چی بود، باید بگم که، یکی از دوستای قدیمی من بهم از اونور آب زنگ زد و گفت علییییییییییییییییییییییییی، این روزا چه کاره ای؟!
منم نشستم تعریف کردن. اون گفت، من گفتم، اون گفت دوباره من گفتم و ته ته این صحبتا شد اینکه ما ( من و برو بچ پرتقالی ها ) با تیمشون همکار بشیم!

 

جلسه ای که توی اون نشستیم و ( pros and cons ) همکاری با این تیم رو بررسی کردیم تا به نتیجه گیری برسیم…
جلسه های ما معمولن شباس، که محیط کافه خلوت باشه و من بتونم آزادانه توش راه برم!!!

 

راستش الان هم خیلی نوع همکاری ما با این شرکت معلوم نیست و هنوز گمراهیم و دقیق نمی دونیم چی به چیه کارشون…
آماااااااااااا
ما تونستیم به لطف این شرکت، پوسته BE رو به صورت اورجینال داشته باشیم و بتونیم اورجینال هم توی سایتمون عرضش کنیم. دو تا سایت هم تا الان برامون از اون ور آب دست و پا کردن که برای اعتبار سایتمون به شدتــــــــــ مفیده و بهش نیاز داشتیم!
همچنین برای نمایشگاه INOTEX یه سری ایده داشتیم که باید اجراش می کردیم و از طرفی برای اجراش نیاز به پول داشتیم، همکاری با این تیم مثه فرشته نجات دستمونو گرفت و کمکمون کرد هزینه هامون رو بتونیم سر و سامون بدیم!

و حالا قصد دارم ارتباط موجود بین همکاری ما با این شرکت و حرفی که اولش زدم رو براتون بگم که دیدگاهم براتون کاملا روشن شه و بفهمینش!
اعتقاد دارم همکاری ما با این شرکت در این بازه زمانی بی دلیل نیست، این دقیقا همون چیزیه که گفتم، همون باور قلبیس…
وگرنه چرا زودتر این دوستم به من زنگ نزد؟
یا چرا دیر تر زنگ نزد…؟!
یا اصلا چرا این دوست من از این همه شاخه و حوزه تو رشته کامپیوتر باید بیاد سراغ طراحی وب و از اون جالب تر و عجیب تر، بیاد سراغ وردپرس!؟
خداییش شگفت انگیز نیست…؟
شما اسم این رو هر چی دوست دارید بزارید؛ جبر، خدا، کائنات یا هر چیزه دیگه ای، مهم نیست
ولی من فکر می کنم این من بودم که یه روز با آغوش باز با این دوستم صحبت کردم و به حرفاش گوش دادم و حالا به یه شکل دیگه این رفتار من داره به خودم بر میگرده!!!
– قطعا می تونستم این کارو نکنم! بپیچونمش یا سر بالا راهنماییش کنم، ولی من از خودم می زدم که این دوستم راه اشتباهی رو شرو نکنه و من بهش دید لازم رو داده باشم

 

حالا نوبت شماست، شما از خودتون بگید…؟!
آیا شما هم منتظر یه اتفاق یه دفه ای و باحالین؟
– اگه جوابتون آرس، دوست دارین چی باشه اون اتفاق؟؟؟
توی کامنت ها برامون بنویسید و بیاین با هم دیگه اشتراک بزاریمشون، کلی حال میده، امتحانش کن!

ارادتمندیم رفقا

260 بازدید

دیدگاه بگذارید

avatar
  پیوستن  
خبرم کن
ورود
ما همه جا کنار شما هستیم...